يکشنبه شام، همایش بزرگی از چهره های فرهنگی افغانستان در شهر کابل برگزارشد. در این همایش گرم و صمیمانه، یاران صاحبدل و حق شناس به همت شورای متحد ملی افغانستان دعوت شده بودند و جا دارد تا این اقدام نیک و در خور شان را برای شان مبارک بگویم.
بهانۀ این نشست، باز گشت پرفیض، بخیر و دایمی استاد محمد کاظم کاظمی شاعر و پژوهشگر نستوه کشورمااز دیار غربت به نیت کار مستدام در کنار ما غریبه خفته گان در درون خانه، و راه اندازی "دفتر در دری "در کابل بود.
بهانه دیگر هم حضور سبزغربت زده دوست دیگری از تبار آزاده گی و قلم صبور رحیل دولتشاهی بود که در مزرعه سرنوشت برای سرنوشت مردمش بذر می افشاند والحق از این بذر انشاالله دانه مراد خواهد چیدو ما خوشه چین این گشت گاه مراد خواهیم بود(به شرط این که خوشه چینان دیگر مان بگذارند و صاحب انگاره نیز رواداری کند)
نشست حوالی ساعت پنج و نیم شام آرام آرام گرم شدو آغاز نیک یافت. استاد کاظم کاظمی و صبور رحیل، حضور یافتند و نشستند وهمه ایشان را از نزدیک دیدند و آشنایی برای آنانی میسر شد که تا حال این عزیزان را از نزدیک نه دیده بودند.
در این مجلس ساده و صمیمی تقریباً همه گل های سر سبد شهرما(و البته این خار مغیلان نیز مایه گرانجانی مجلس بود) از خانه فرهنگ فراهم شده بودند وتنهاحضورگرامی جناب استاد زریاب را کم داشتیم که بنا بردلایلی نتوانسته بود بیاید.
مجلس با حمد وثنای خداوند یگانه آغاز یافت. گرداننده نیت برگزار کننده گان همایش را به حاضرین گفت واز خداوند خواست تا این گونه نشست ها همچنان جانمایه بیشتری بگیرد ومستدام بماند.
به این ترتیب سالون قلب آسیا با شعر و ترنم های عاشقانه و مثنوی های پر سوگ و تلخ کاظمی در تپش افتاد، رحیل آنرا با دلزده گی ها و غربت زده گی های افغانستانی هایی که حال در دیار غربت دچار هویت باختگی شده اند وهرکسی پرچم قومی را در آنجا بر داشته است و می جنباند، پر ساخت .
زنده گینامه های ارجمندان فرهیخته استاد کاظم کاظمی و صبور رحیل را خواندند و بعدش هم بخش هایی و بریده هایی از چند شعر کاظمی هم قرائت شد.
عبدالحفیظ منصور، رییس دوره یی شورای متحد ملی افغانستان اولین سخنران رسمی در این همایش بود که ازکار نامه های شایسته ودر خور تحسین وتقدیر استاد گرانمایه کاظم کاظمی یاد کرد.
آقای منصور با ذکر این نکته که کاظمی با شعر پیاده آمده بودم پیاده خواهم رفت، غربت تلخش را خوانده است و گفت که جوشش و کشش شعر وحس مقاومت چه عجیب است که این همه آدم هایی را که در یک رشته تحصیل می کنند سرانجام به سوی خود می کشد و در آن ها توفانی می شود و آنان را به جوشش و آفرینش دیگر وا می دارد.
به قول منصور جانمایه تلخ هجرت و غربت کاظمی به حدی است که در سرزمین همزبانی چون ایران، بی زبانی حس می کند و به همین یمن نیز کتاب همزبانی و بی زبانی را می نویسد.
آقای منصور همچنان سخنانی در باره زبان و جایگاه آن در دنیا ی کنونی گفتند که آمیزه ای از نظریات دانشمندان عرصه فلسفه، جامعه شناسی و زبان را با خود داشت.
وی به تازه ترین کار های استاد کاظمی نیز اشاره نموده مژده دادند که این سلسله همچنان در برگیرنده تجدید چاپ کتاب های استاد صلاح الدین سلجوقی و چاپ اولین بار چند کتاب از این استاد گرانمایه نیز است که به همت استاد کاظمی صورت می گیرد.
آقای منصور همچنان سخنانی پیرامون شخصیت گرانمایه صبور رحیل یادکرده او را نام آشنا درمیان فرهنگیانی خواند که با همه مشکلات سرنوشت مارا راه انداخته است و بیباکانه و رسالتمندانه نیز قلم میزند، در دیار غربت نیز گرد راه خود را از راه مابرده است و با آن دیده را شستشو می کند(امیدماست که این گرد، چشمه جوشان و زلال روشنایی بماند همچنان).
بعدش استاد پرتو نادری مثنویی را که به کاظمی بخشیده بود خواند و از شخصیت کاظمی ورجاوند تقدیر کرد. استاد محب بارش، استاد دانشگاه کابل نیز سخنانی در باره کاظمی گفت و او را ستایش کرد و نقش او را درکار آفرینش و خدمت به تاریخ ادبیات معاصر افغانستان ماندنی خواند.
سپس استاد کاظمی رشته سخن را بدست گرفت و دغدغه هایش را از بابت سه نقیصه بزرگ در راستای زبان فارسی برشمردکه امروزه در کشور شایع شده است و اگر ما فرهنگیان ومردم ما به آنها توجه نکنیم آسیب های آن فراوان خواهد شدو در فرجام مارا از واژه های سچه و شسته موجود خودمان بدور خواهد ساخت.
استاد کاظمی در این زمینه از سه نقیصه درحوزه نظام آوایی زبان، حوزه معنایی زبان امروزی و ورود واژه های بی رویه خارجی به میان مردم ما یاد کرده پیرامون هریکی توضیحاتی دادند که در خورتأمل و دقت بودند و نمی شود این نکته هارا نادیده گرفت وبا بی تفاوتی از کنارشان رد شد.
استاد کاظمی گفت که مداومت مردم و فرهنگیان به این شیوه می تواند مارا از میراث گرانبهای زبان فارسی – دری بدور بماند ورفته رفته واژه گان اصلی را از یادهاببرد ودر نتیجه نسل جدید وفرزندان مارا در شناخت اصل و ریشه های این واژه گان در تنگنا و مشکل قرار خواهد داد.
کاظمی همچنان از نظام آموزشی کشور درقبال زبان هادر کشور انتقاد کرده گفت که توجهی به تاریخچه و دستور زبان و متون کهن درآن چندان نیست و نقد نیز بسیار این مجموعه بدورمانده است.
سپس صبور رحیل از کار هایش یاد کرد و این که چگونه ناگزیرشد تا قلم بگیرد و قلم زنی کند. او رویداد های اخیر درسی سال گذشته را دغدغه هایی خواند که در او شور نوشتن را زنده ساخت.
قصه های رحیل از غربت و آواره گی با افسانه تلخ هویت باخته گی شماری از هم میهنان ما همراه بود که در دوری از وطن بجان هم افتاده اند و بیگانه وار هوای آسمان دیار مادری و روزگار بودن در کنار هم در افغانستان را فراموش کرده اند.
به این تریب شب نیک آغاز شد وتا فرصت هایی که ماندم شنیدم که کاظمی درد هایش را خواندو قصه کرد.
من این اقدام شورای متحد ملی را تقدیر می کنم. برای آقای منصور، وکار همه مدیران آن نهاد سیاسی- اجتماعی را می ستایم که درپی گرامیداشت از اهل خرد و فرهنگ برآمده اند و اندرین راه برای هریکی از ایشان از آفریدگار هستی تمنای پیروزی و کامیابی و سرافرازی و خدمت بیشتر به کشور را خواهانم.
بماناداین رسم همچنان. آمین یارب العالمین.