مسؤولان و ادارات شهردارى کابل در چند سال گذشته در راه انجام بهتر ماموريت هاى شان مؤفق نبوده اند، وضعيت جارى در شهر کابل چنان بد است که در صبح يک روز آفتابى به آسمان اين شهر پر گرد و غبار نگاه کرده نمى توانيم. همه جا پر از گرد و خاک است و انبارى از کثافات در گوشه و کنار شهر به چشم مى خورند و اين وضعيت چنان اسفبـار است که همه را نگران ساخته است.
در يک گردش کوتاه به شهر مى توان به نابسامانى هاى موجود برخورد و نگران ماند که اين وضعيت کدامين روز بهبود خواهد يافت؟
درست است که امکانات در دسترس شهردارى کابل شايد به قدر کافى موجود نباشد، ولى مى توان از مديريت کردن اين بحران به گونه يى که بخشى از اين بار مسؤوليت را بر دوش نهاد هاى خصوصى داخلى و خارجى بگذارند، نتيجه مطلوب گرفت.
در حـال حاضر شهر کابل به يک مصيبت بزرگى روبه رو شده است که اگر به آن پرداخته نشود، بحران و فاجعه گسترده تر خواهد شد.
نهاد هايى هم مصروف کندنکارى هاى مداوم در کناره هاى جاده هاى شهر اند، اين نهاد ها و مؤسسات حتى جاده هاى اسفالت شده را سينه و پهلو مى درند و پس از انجام کار هاى شان فقط آن را با خاک پر کرده و دنبـال کار هاى ديگر مى روند.
اين ها افزون بر اين که وضعيت جاده ها را بدتر مى کنند، پاسخ ده نيستند و کسى نيز از آنها نمى پرسد که اگر جاده قيرريزى شده را سينه مى شکافند بايد آن را دوباره به همان وضعيت اولى اش برگردانند.
بايد پرسيد که شهردارى کابل چرا در اين زمينه سکوت اختيار نموده است و جلو اين خسارت وارد کردن را به چهارراهى ها و جاده هاى عمومى شهر نمى گيرد.
اگر وزارت مخابرات نيز در اين خصوص توجه کند بهتر خواهد بود، زيرا ديده مى شود که برخى از اين کندن کارى ها مربوط به آن وزارت و کيفيت و سرعت کار، کارگزارانش نيز خيلى پائين و کند است.
ديروز يکى از دکتوران صحت طفل در ملاقات با معاون اول رياست جمهورى اين نکته را هشدار داد که اگر وضعيت زيست محيطى در کابل همچنين ادامه يابد، در ده سال آينده همه کودکان اين شهر به امراض قلبى و طرق تنفسى گرفتار خواهند شد، معلوم نيست خانواده ها و مسؤولان صحت مردم آنگاه چه خواهند کرد؟
مردم حق دارند اين سؤال را از اولياى امور در شهردارى کابل بپرسند که با اين بحران مقابله مى کند و يا نه؟
طورى که ديده مى شود نهاد هاى تنظيف در شهر بسيار غير فعـال و نا مسؤولانه کار مى کنند.
بخشى از مشکلات، از گرد و غبار ناشى مى شود که از اثر تردد وسايط و عبور و مرور آنها از کوچه هاى فرعى به جاده هاى اسفالت مى گذرند. اين کار ناگزيرى است و نمى توان جلو آن را گرفت ، ولى چرا شهردارى کابل در کنار جاده هاى شهر وقتى زباله و کثافات را از ميان جويچه هاى کناره هر دو طرف سرک بر مى دارد، چاره اى نمى انديشد که آن را در جاهاى معين الى زمان خشکيدن شان جمع کند تا از لاى آلوده شدن و چتل شدن جاده ها جلوگيرى کند؟
اين امر سبب مى شود که حتى در نقاط بسيار مهم شهر هفته ها اين کثافات و لاى هاى بيرون کرده شده از دورن جويچه هاى کنار جاده ها بد ريخت بماند و بعدش با تعلل و سهل انگارى برداشته شود. شهردارى کابل بايد چاره اى به اين معضل هم بينديشد.
مشکل ديگر در همين مورد احداث پياده رو در کناره هاى سرک ها اند که معلوم نيست چرا چند متر جاده به هر دو طرف آنها خامه باقى مى ماند که آنها نيز موجب بلند شدن گرد و خاک از اثر تردد وسايط شده و به آلوده گى هوا مى افزايند.
اولياى امور در شهردارى کابل اگر به سلامتى و تندرستى شهروندان کابل علاقه دارند، مى بائيست به اين مسايل توجه جدى نمايد.
يکى از راه ها اين است که بخشى از بار مسؤوليت را بر دوش شرکت هاى خصوصى در شهر بيندازند تا آنها با شريک شدن در اين امر، از شدت يابى بحران کنونى جلوگيرى کنند.
معلوم است که اين برنامه ها بايد روزى طرح و عملى گردد ، ولى بايد آن را با درک اولويت ها، مديريت کرد و در عملى شدن آن سرعت عمل به خرج داد.
مردم مى خواهند زود تر ببينند که اداره شهردارى کابل نسبت به سال هاى قبل بيدار تر شده است و به مسؤوليت هاى خويش در همه زمينه ها مى پردازد.