وزارت معادن صلاحيت فروش نفت وگاز افغانستان را ندارد
نویسنده:داد نورانی
افغانستان در طول تاریخ برای رسیدن امپراطوران و جهانکشایان به سرزمین زر خیز هندوستان گذرگاهی بوده و به این خاطر این گذرگاه اهمیت خاصی برای آنان داشته که به سوی هندوستان لغزیده اند. اما درین جریان کشور ما گاهی برای هند کشایان از نظر اقتصادی اهمیت جدی نداشته است. آخرین باری که بریتانیای کبیر با ابزار استعماری اش (کمپنی هند شرقی) این شبه قاره را با کلونیالیزم رایج آن زمان تسخیر نمود، افغانستان چون دانه ای در میان دو پلۀ آسیا (انگلیس و روس) قرار گرفت و هر یک ازین دو ابر قدرت در آنزمان تمایل داشتند تا این حایل را به عنوان سکوی برای تجاوز و یا پیشگیری از تجاوز در دست داشته باشند و آن را در برابر یکدیگر استعمـال نمایند.
انگلیس ها که در امپراطوری شان آفتاب غروب نمی کرد، سه بار به افغانستان هجوم آورده و با اين که با مقاومت سرسختانۀ مردم افغانستان هر سه بار شکست خوردند، اما درین مدت نه تنها انگلیس ها به ارزش های اقتصادی افغانستان دست نه یافتند که با این چند بار اشغال خود بهای هنگفتی از جیب پرداختند.
مردم افغانستان با دریاهای خروشان و سرزمین همواری که در اختیار داشته ، همیشه زارع، مـالدار وباغدار بوده وبر حرفه های مختلفی دست بلندی داشته اند.
اگر متجاوزان بر سینه افغانستان دست به غارت مي زدند، فقط این محصولات را یلغار مي کردند. اما در ادوار مختلف جیولوجیکی، در سینۀ کشور بیش از 1400 نوع منـرال شکل گرفته که این متجاوزان درآن دوره ها نه برآن آگاه بودند و نه با عقب مانی تکنولوژی آن زمان، توان بر آوردن شان را داشتند. افغانستان در کنارغنی بودن از احجار کریمه وسنگ های مختلف قیمتی، دارای نفت و گاز هم مي باشد که برای بار اول در 1336 اتحاد شوروی اکتشافاتش را طی معاهده ای با دولت آنزمان افغانستان آغاز و چندین چاه را در شمـال حفر کرد و گاز استخراجی ما را به قیمت نازلی که درآن بیعتدالتی شوروی ها کاملاً مشهود بود، می بردند و بعد استخراج ذغـال نیز از چند معدن آغاز گردید. استخراج نمک از معادنی در شمـال غرب و نقاط مختلف کشور از سال ها قبل آغاز شده بود و آثار تاریخی معماری های دوران های مختلف تاریخی نشان مي دهد که استخراج و پخته کردن گچ در افغانستان نیز مروج بوده ، سنگ رخام هلمند یکی دیگر از معادنی بود که در سال ها استخراج گردید.
در جریان جنگ هاي ضد تجاوز شوروی، استخراج لاجورد، بیروج، زمرد و یاقوت نیز در نورستان، بدخشان و پنجشیر به صورت غیر فنی صورت مي گرفت. دسته های 15 تا 30 نفری جوانان درین مناطق با برمه های کوچک به استخراج سنگ اقدام کرده و تولید شان را به پاکستان برده ، به بهای ارزانی در بازار های پشاور و کراچی عرضه می شدند و ازین طریق تاجران پاکستانی به ميليارد ها کلدار دست یافتند. امروز بیش از دوهزار دسته ازین جوانان به شکل غیر فنی که بخش اعظمی ازین سنگ ها در جریان استخراج نابود مي شوند، در معادن کنر، نورستان و لغمان استخراج مي گردد. در جریان جنگ هاي ضد شوروی سنجرانی های که در چاربرجک درگیر جنگ داخلی شدند و بعد مجبور به ترک این ولسوالی گردیدند، در هاموری جا بجا شده وکنترول معدن بزرگ سنگ رخام را در دست گرفته و درین سال ها این سنگ ها را استخراج و به کارخانه های حجاری پاکستان به فروش می رساندند.
شوروی ها در زمان سلطۀ شان بر افغانستان ارزیابی خاصی از معادن افغانستان کرده و نقشه های خاصی را تهیه و تدارک دیدند. اما جنگ های خونین ده سالۀ حضور شوروی ها در افغانستان مانع آن شد تا بتوانند به استخراج این معادن دست بزنند. با بعد از خروج نیرو های شوروی از افغانستان و سقوط دولت نجیب، درگیری هايی که در زمان حکومت تنظیم ها و بعد در زمان طالبان جریان یافت، توجه علمی به معادن افغانستان مبذول نگردید و هر کوه و منطقه ای که درآن سنگ های قیمتی وجود داشت، در کنترول فرمانده و زورگویی قرار گرفت. چاه های گاز و نفت نیز در کنترول دوستم و نیرو های اودر آمد و به این صورت انارشی که در تمام بخش های سیاسی و اقتصادی کشور حاکم بود، همچنان چپاول برخی از معادن ادامه یافت و پاکستانی ها سود خود را می بردند.
بعد از یازده سپتمبر و سرنگونی امارت طالبان، یکی از ارزیابی های را که غربی ها خواستند انجام دهند، سروی معادن افغانستان بود. اولین اقدام دولت در فروش معادن احیای فابریکۀ تولید سمنت در پلخمری شد که موازی با آن معدن کرکر و دودکش نیز به «افغان انویست کمپنی» به مدیریت محمود کرزی برادر حامد کرزی تعلق گرفت که حـال فعـال مي باشد. اما برخی از ذغـال این معادن که باید برای گرداندن چرخ کارخانه های سمنت سازی پلخمری استفاده می شد، به علت نا تکمیل بودن این کارخانه ها به پاکستان نیز صادر گردید و بعد معدن مس عینک که یکی از مهمترین معادن مس جهان است از سوی وزارت معادن به کمپنی ام سی سی چینی تعلق گرفت که بعد ها افشا شد که در عقد این قرار داد وزیر معادن سی ميليون دالر از مسؤولان این کمپنی چینی رشوه گرفته ، اما برخی ها به این باورند که این رشوه بالاتر ازاین مقدار پول بوده که شاید دوصد ميليون دالر بوده باشد و افراد دیگری نیز از این رشوۀ بزرگ سهمی داشته اند که در آینده روشن خواهد شد.
دولت افغانستان بعد ازآن طی معاهدۀ 36 ميليون دالری با سازمان فضایی ناسای امریکا ازین سازمان خواست تا ارزیابی دقیقی از ذخايره زیر زمینی افغانستان تهیه و به دولت ارائه دارد. ناسا دارای دو طیاره منحصر به فردیست که توان ارزیابی دقیق تا عمق هشت کیلومتری زمین را دارند و این دو طیاره در جهان بی نظیر مي باشند و بالاخره بعد از پرواز های بسیاری این سازمان اعلان کرد که نسبت دلایل امنیتی ولایات بدخشان و هلمند را بررسی نکرده و ارزش ذخایر زیر زمینی 32 ولایت دیگر افغانستان 500 هزار ميليارد دالر مي باشد. این که این سازمان تا حـال نقشه ها و ارزیابی هاي ثبت شده اش را در اختیار وزارت معادن قرار داده و یا خیرچیزی گفته نشده است و سي و نیم ميليون دالر باقی مانده به این سازمان پرداخته شده یا نه در مطبوعات چیزی نیامده است. امریکایی ها بعد ازین سروی، برآورد شان را دوازده برابر بیشتر از بر آورد روس ها نشان داده اند و اين که بازهم درین برآورد واقعیت نشان داده شده یا خیر کسی جز خود امریکایی ها نمی داند.
گفته مي شود که اخیراً امریکایی ها چهار معدن طلا را در چند نقطۀ کشور تثبیت کرده اند که بزرگترین آن در ولایت بدخشان مي باشد، اين که بالاخره با این معادن بسیار پر ارزش چگونه برخورد خواهد شد باید آن را در آینده و در عمل دید. وحیدالله شهرانی که اخیراً به صفت وزیر معادن بر گزیده شد و به زودی از پارلمان رأی اعتماد گرفت، دیده شود که آیا با این ثروت های زیر زمینی و خداداد افغانستان مثل وزیر پیشین برخورد خواهد کرد و یا بذل و بخشش از او هم بالاتر خواهد رفت و دست خارجی ها مخصوصاً امریکایی ها را در کشیدن این معادن ، مخصوصاً معدن طلای بدخشان باز خواهد گذاشت؟ گفته مي شود که کار های آقای شهرانی همیشه مورد تائید دوستان بین المللی مخصوصاً امریکایی ها قرار داشته است.
با چنین ذخایر زیر زمینی با ارزش و گسترده ، علاوه به در آمد سالانۀ 400 ميليارد دالری مواد مخدر و به همین مقدار در آمد آثار تاریخی ، کشور ما دیگر مثل گذشته صرف یک گذرگاه محض نیست و می تواند محل یکی از مهمترین ذخایر اقتصادی جهان نیز به حساب آید. چون اکنون اگر هر بیلی خلانده شود ،آثار قیمتی تاریخی و یا معدنی زیر دندان بیل گیر خواهد کرد. کشف یک معدن یورانیم در هلمند که انگلیس ها آن را قبول کرده و مي گويند در ساحۀ وسیعی تشعشعات رادیو اکتیف دیده شده و اکنون این نیرو ها ازآن حفاظت می کنند، مردم افغانستان را بیشتر متوجه کارکرد نیرو های خارجی کرده، گرچه کشیدن خاک این معدن که درآن یورانیم وجود دارد، کارآسانی نیست، اما بنا به ارزش بلندی که یورانیم دارد، بالاخره این کشور ها با تکنولوژی بلند شان انتقـال خواهند یافت، علاوتاً کشیدن و انتقـال سنگ های قیمتی افغانستان که 16 در صد آن به شکل محصول به دولت تحویل داده مي شود همچنان ادامه دارد.
حـال که افغان ها بر روی همچو ارزشی خوابیده اند، هر قدمی که غربی ها بر می دارند، همه به دیدۀ شک به آنان خواهند دید. تجربه نشان مي دهد که دولت افغانستان در برابر اقتدار غربی ها مخصوصاً امریکایی ها در افغانستان بسیار ضعیف مي باشد و تصمیم روی همچومسایلی را خود آنها مي گيرند. همین حـالا دفتری که صلاحیت فروش نفت و گاز افغانستان را دارد در اسلو پایتخت ناروی جا بجا مي باشد و گفته مي شود وزارت معادن افغانستان ظرفیت و صلاحیت فروش آنها را ندارد. وقتی همچو ظرفیتی نزد این وزارت وجود نداشته باشد، ظرفیت فروش طلا و یورانیم افغانستان را نیز نخواهد داشت و از جائی که دستگاه اداری در افغانستان به شدت فاسد مي باشد، لذا خارجی های حاضر در افغانستان در خرید ویا جور آمد با این ادارات، کوچکترین مشکلی نداشته، هروقت و هر طور دلشان بخواهد ازآن سود خواهند برد.
نیرو های خارجی، مخصوصاً امریکا سالانه پول های کلانی را در افغانستان به مصرف نیرو ها و پایگاه های خود می رساند، علاوتاً برای مصارف بازسازی افغانستان نیز پول هايی را می فرستد. یکی از انتقادات بارک اوباما بر حاکمیت حریفش بوش این بود که چرا بعد از یورش به افغانستان پول های کمتری نفرستاده و توجه اضافه تری نکرده است. با این حـال بحرانی که امریکا را سخت تکان داد، توأم با آمدن اوباما به قدرت بود، حـال گفته مي شود که امریکا از زمان حضورش در افغانستان تا حـال حدود یک تریلیون دالر به مصرف رسانده، مصرف هر سربازش سالانه به یک ميليون دالر می رسد و یک گیلن تیلی که تا محل مصرف میرساند برایش 400 دالر هزینه دارد، تمام این مصارف نشان مي دهد که امريکا به مسایل فرا افغانستانی نظر دارد و نمی تواند از امکانات زیر زمینی افغانستان ، مخصوصاً طلای آن صرف نظر بکند.
امریکا امروز زمین و فضای افغانستان را کاملاً در اختیار و کنترول دارد و اين که با تمام این مصارف سرسام آور از امکانات اقتصادی افغانستان سود نبرد، کسی باور کرده نمی تواند. درین حـال انگشت های بسیاری به سوی کشور های مقتدر حاضر در افغانستان نشانه می رود که این کشور ها از مواد مخدر افغانستان سود مي برند، مخصوصاً که اخیراً ریچارد هالبروک فرستاده خاص اوباما در امور افغانستان و پاکستان اعلان کرد که دیگر بر ضد تولید، زرع و قاچاق مواد مخدر اقدامی نخواهد کرد این باور را بیشتر تقویت کرد. همین حـالا سالانه 5 درصد تریاک تولیدی افغانستان که چیزی حدود 400 تن مي شود به امريکا می رود و با اين که دید نافذ نیرو های امنیتی امریکا زمین، آب و فضای آن کشور و تقریباً تمام دنیا را کنترول و نظارت مي کند، ولی تا حـال شنیده نشده که امریکایی ها درین مسیر دور و دراز قاچاقچی را گرفتار کرده باشد و حـال زرع تریاک را به این بهانه که دهقانان افغانستان تنگدست و فقیر اند به حـال خود رها مي کند.
افغانستان که سرشار از معادن سنگ های قیمتی است در این سال ها دست تاجران وابسته و یا ناوابسته به کشور ها در افغانستان فوق العاده باز و فعـال بوده و گفته مي شود که اسرائیلی ها نیز درین بخش از طریق دلالان شان سنگ های با ارزشی را خریداری و انتقـال داده اند. حـال که معدن مس عینک برای چینی ها به فروش رسید و وعده های مبنی بر به کار گماردن ده هزار نفر، ایجاد جاده و راه آهن و موارد دیگری را وعده دادند، اما تا حـال درکش نیست د رمورد معدن بزرگ و پر ارزش آهن حاجیگک که در قطار فروش ایستاده و تا حـال چندین کمپنی برای داوطلبی آن ثبت نام کرده که با رشوه و یا بی رشوه به یکی ازین کمپنی ها تعلق خواهد گرفت و بعد علنی و یا پنهانی معادن طلا نیز استخراج خواهد شد و همچنان انجينیران نارویژی با آگاهی و یا بی آگاهی دولت افغانستان به فروش نفت و گاز ما اقدام خواهند کرد، نشان مي دهد که یلغار معادن و منابع زیر زمینی افغانستان با ارزیابی های اخیر ناسا آغاز شده و اين که تا حـال چه چیز های به صورت پنهانی از افغانستان ربوده شده که کسی از آنها اطلاعی ندارند، خود به خود فصل جدیدی در مهم بودن افغانستان نزد خارجی ها را رقم می زند که اگر به همین خاطر هم باشد، اینان سالیان متمادی در افغانستان باقی خواهند ماند و هرآدم کم سوادی می داند که 500 هزار ميليارد دالر پول کمی نیست، این در حـالیکه دو ولایت زرخیز بدخشان و هلمند تحقیق نشده و جز این پول ها نیستند و بسیاری باور ندارند که ناسای امریکا صادقانه این ارزش را بر آورد و اعلان کرده باشد و باید ارزش معادن افغانستان چند برابر این 500 هزار ميليارد دالر خواهد بود.