موسس، صاحب امتياز و مدير مسوَل

مير حيدر مطهر

شماره تماس: 0700282673

 

 


 

صفحه اصلی

اخبار

سرمقاله

مطالب سیاسی

گزارش ویژه

فرهنگ کده

نامه های وارده

تماس با ما

درباره ما

 
 
::: بازديدکننده گان
 
 

حملات انتحاري درکابل، قندهار و مزارشريف از سوي آي.اس.آي سازمان يافته بود




کابل به روز سه شنبه هفته گذشته

(دهم محرم) حادثه خونين را شاهد بود. يک فرد انتحاري که تا اکنون هويت او تثبيت نشده است، خود را دربين عزاداران حسيني در جوار زيارتگاه حضرت عباس در ساحه مرادخاني شهر کابل انفجار داد وهمراه با خود بيشتر از شصت تن ديگر را کشت. کشته شده گان و زخمي شده گان به صورت کل غير نظامياني بودند که در مراسم عاشورا شرکت داشتند.

بعد از قتل استاد برهان الدين رباني که در ماه سنبله سالروان خورشيدي اتفاق افتاد حادثه زيارتگاه حضرت عباس جدي ترين واقعه تروريستي است که در کشور اتفاق مي افتد، اين حادثه اولين وآخرين حادثه تروريستي در کشورنيست، مگر مي توان آن را يکي از خشن ترين واقعات تروريستي درکشور خواند. زيرا حمله بريک گروه عزادار آنهم دريک مکان مقدس، در جريان سي سال ناامني هاي کشور سابقه نداشته است.

مردم افغانستان در جريان سي سال ناامني وجنگ شاهد انواع متعدد خشونت درکشور شان بوده اند، ولي هيچگاه به جنگ مذهبي متوسل نشده اند، مگر در سال هاي اخير که کشور به سوي برتري جويي هاي قومي رانده مي شود، حادثه زيارتگاه حضرت عباس زنگ خطري بود از صف آرايي مذهبي درکشور، ولي اين نگراني اکنون برطرف شده است، زيرا گروه افراطي (جهنگوي العالمي) پاکستان با پذيرفتن مسؤوليت حمله بر عزداران حسيني درافغانستان اين نکته را روشن ساخت که درافغانستان صف آرايي به نام شيعه وسني وجود ندارد.

گروه (جهنگوي العالمي) در ميان ده ها گروه افراطي مذهبي در پاکستان گروهي است که در حمله به شيعه ها وساير اقليت هاي مذهبي در آن کشور پيشينه وهويت زشت دارد، ضمن آن حادثه زيارتگاه حضرت عباس درافغانستان ضمن آن که واکنش جدي وتند افغان ها را صرفنظر از مذهب ومليت شان درپي داشت، باعث تجريد بيشتر پاکستان شد واين نکته را ثابت ساخت که افراطيت وترور در آن کشور ريشه هاي عميق دارد. اما احمد سعيدي آگاه از مسايل اجتماعي و سياسي پاکستان مي گويد:

گروه جهنگوي العالمي وابسته به آي.اس.آي وعامل حملات برشعيه ها درپاکستان،عراق وافغانستان است. زماني که درسال 1357 انقلاب اسلامي در ايران به پيروزي رسيد و آيت الله خميني بر مسند قدرت در آن کشور تکيه زد، شيعه هاي پاکستان دست به تحرکات زدند وعملاً حکومت نظاميان را درکشور شان با چالش هايي مواجه ساختند، آي.اس.آي گروه هاي شيعه را گروه هاي امتياز طلب مي خواند وبه خاطر مقابله با آنها به فکر ايجاد گروه هاي افراطي سني شد وبراي اولين مرتبه گروه (جهنگوي) به رهبري اعظم طارق ايجاد شد، اين گروه که حمايت مستقيم آي.اس.آي را با خود داشت با شدت وخشونت تمام عليه شيعه ها درپاکستان صف آرايي نمود تا بالاخره شيعه پاکستان گروپ جعفر المهدي را تشکيل دادند، سرانجام اعظم طارق از سوي گروپ متذکره کشته شد.

به تعقيب کشته شدن اعظم طارق، فاروق (بايي) در رأس اين گروه قرار گرفت، خشونت وتشنج ميان جهنگوي وجعفر المهدي ادامه يافت تا سرانجام گروپ دومي در زمان صدارت اول بينظيربوتو غيرقانوني اعدام شد و (فاروق بايي) نيز به قتل رسيد و رهبري اين شاخه افراطي را ملک اسحق به عهده گرفت، شخصي که روابط نزديک با مرزا اسلم بيگ دارد، در وجود ملک اسحق که در ارباب رود، پشاور زنده گي مي کند، گروه تروريستي جهنگوي العالمي تحرک بيشتر گرفت، اين گروه چهار سال قبل حد اقل صد شيعه را در زيارت کربلا در عراق کشت، سال پار 35 شيعه ديگر در لاهور از سوي افراد اين گروه کشته و 135 تن ديگر زخمي شد، دو ماه قبل افراد گروه جهنگوي العالمي (40) شيعه را در کويته تيرباران کرد، همچنان اين گروه که به سه شاخه تقسيم شده است، حملاتي را در هندوستان نيز سازماندهي کرده است. يک شاخه اين گروه مستقيماً از القاعده دستور مي گيرد، دو شاخه ديگر با سپاه صحابه ولشکر طيبه درتماس اند که عمدتاً فعاليت آنان درکشمير متمرکز است.

به گفته آقاي سعيدي، حمله تروريستي که به روز سه شنبه در کابل انجام يافت از سوي سه تن از افراد گروه جهنگوي العالمي صورت گرفت، اين سه نفر از پاکستان به لوگر آمده ، بعداً به کابل شب را در ساحه عيدگاه گذراندند، روز سه شنبه دست به حمله تروريستي زدند، آنها مواد انفجاري را در کراچي هاي دستي پنهان ساخته بودند وبه احتمـال زياد که تروريستان خود بعد از انجام عمل شان دوباره از افغانستان برگشته اند( اين گفته هاي آقاي سعيدي از سوي منابع رسمي تأييد نشده است.)

سعيدي به ادامه گفت که گروه جهنگوي بار اول است که درافغانستان دست به حمله زده است، مگر اين حمله، حمله آخر اين گروه نخواهد بود، بدون شک آنها اهداف ديگر را نيز درافغانستان مورد نظر خواهند داشت که نيروهاي امنيتي بايد متوجه اين مسأله باشند.

محرم علي سادات باشنده ساحه کارته سخي ناحيه سوم شهرکابل مي گويد، آزادي مذهبي درجوامع دموکراتيک به عنوان يک اصل پذيرفته شده است،قانون اساسي افغانستان نيز اين حق را براي شهروندان کشور به رسميت شناخته، پس ما در خانه خود درکشور خود آزاد هستيم، حسين وعاشورا مــال يک قوم ويک مذهب خاص نيست.

گراميداشت ازاين روز درافغانستان پيشينه کهن دارد دراينجا تحمل پذيري وجود داشته، خوشبختانه مردم ما تجربه از اختلاف مذهبي در خاطر ندارند، مگر حـالا به گروه عزاداران حسيني حمله مي شود که بدون شک ريشۀ بيروني دارد. آدم کشان گروهک جهنگوي چهره ديگري پاکستاني ها را هويدا ساختند وآن اين که پاکستان و حلقه بدنام نظاميان آن کشور اکنون به فکر جنگ مذهبي درافغانستان اند، خطاب من به افغان ها اين است، احساسات وبرتري جويي هاي شان را کنار بگذارند و به فکر منافع ملي باشند.

يک استاد پلي تخنيک کابل مي گويد: حادثه زيارتگاه حضرت عباس يک حادثه تصادفي نبود، اين حادثه زماني اتفاق افتاد که کنفرانس بن جريان داشت وپاکستان عمداً دراين نشست شرک نکرد به گفتۀ نامبرده خوش خدمتي پاکستان درچند جهت اکنون نظاميان آن کشور را دريک سردرگمي قرا داده است که زودتر از کي اطاعت نمايند، مگر چيزي که مشهود است اين است که سعودي ها وچينايي ها حـالا بيشتر از ديگران بر پاکستاني ها نفوذ دارند وعملاً چرخ اداره اين کشور را در دست گرفته اند.

کشته شدن حدود (25) عکسر پاکستاني در ماوراي سرحد يک برنامه عمدي بود که خود نظاميان پاکستاني به گونه يي در آن دست داشتند تا دستاويزي باشد براي پاکستان ومشوره دهنده گان آن تا درکنفرانس بن شرکت نکنند.

ساير شرکت کننده گان اجلاس بن منجمله افغانستان و امريکا عدم حضور پاکستان را دراين جلسه کم اهميت جلوه دادند، اين امر سبب شد تا آي.اس.آي برنامه زنجيره يي تروريستي را در روز عاشورا درافغانستان سازماندهي نمايد.

حمله تروريستي زيارتگاه حضرت عباس درکابل، انفجارات در شهرهاي مزارشريف وقندهار وقتل نزده نفر غيرنظامي درهلمند جزء همين برنامه بود، آي.اس.آي به اين ترتيب خواست نشان دهد که مي توانند وضعيت درافغانستان را در موجوديت 42 کشور متشنج سازند، پس حق آن کشور درافغانستان بايد محفوظ باشد.

اين استاد دانشگاه علاوه مي دارد که آي.اس.آي با انجام حملاتي چون حمله به سفارت امريکا درکابل، حمله به هوتل سرينا، قتل استاد رباني، حمله بر مراکز حساس درهندوستان، انجام حملات تروريستي در داخل خاک ايران خود را يک سازمان مؤفق وتأثير گذار مي داند، زيرا با وجود استاد و شواهد زياد هيچ عمل اين سازمان تروريستي پيگيري نشد وهيچ نهاد بين المللي به شمول سازمان ملل متحد ومحکمه هاگ نسبت به چنين عملکرد پاکستاني ها واکنش نشان ندادند و درکابل آقاي رئيس جمهور با تضريع وگريه و در حـالاتي هم با حرف هاي احساساتي وتند عملاً دستگاه ديپلوماسي افغانستان (وزارت امور خارجه) را به يک دستگاه ناکام مبدل ساخته است.

آقاي کرزي در پي هرحادثه واکنش نشان مي دهد، مگر هيچگاهي آن را تعقيب نمي کند، چنانچه زماني که جنـرال داوود در تخار کشته شد، کرزي در ترکمنستان بود، سفرش را نيمه تمام گذاشت به کابل آمد، تا چگونگي حادثه را زير نظر داشته باشد، زماني که استاد رباني ترور شد، با عجله از امريکا به وطن برگشت، براي استاد گريه کرد و فرزند او را در آغوش گرفت، مگر حـالا قضيه استاد را فراموش کرده است، زماني که حادثه زيارتگاه حضرت عباس رسيد، سفرش را به بريتانيا لغو کرد وبه کابل آمد وگفت که اين مسأله را با پاکستاني ها مطرح مي کند. بدون شک کرزي اين حادثه را نيز چون حوادث ديگر فراموش خواهد کرد و اگر به يادش هم دهند، خواهد گفت تحقيق ادامه دارد.

اين استاد دانشگاه جداً به اين امر تأکيد دارد که افغانستان با دوستان منطقوي خود يک کارزار وسيع ديپلوماتيک را عليه پاکستان به راه اندازد و جنايات آي.اس.آي را تا محکمه هاگ پيگيري نمايد، مگر دو ليبيايي به خاطر سقوط يک طياره امريکايي وقتل چند عسکر زنداني مي شوند، اگر جنايتکاران صربي در لاهه در پشت ميله هاي زندان قرار مي گيرند، مگر اشفاق کياني وشجاع پاشاه جاي شان را در آنجا پيدا نمي کنند.

از گفته هاي بالا چنين نتيجه به دست مي آيد که پاکستان اکنون فصل ديگر از برنامه هاي ضد افغاني خود را آغاز کرد و آن مقابل مذاهب دراين کشور است،برنامه يي که افغان ها را بيشتر با مشکلات مواجه خواهد ساخت،پس دراينجا هوشياري سياسي، وحدت ملي به مفهوم واقعي آن و آغاز يک کارزار ديپلومات ضرورت است.

هوسا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



 

 

    

All Right Reserve To Arman-e-Mili 2009 |Powered by Webmaster (APMC)