نويسنده: ديپلوم انجينير ميرنجيب الله شمس
امروز 17 حوت سالجاري خورشيدي مصادف است با هشت مارچ 2010 عيسوي روز جهاني زن.
ازدير زمان ازاين روز خجسته دراکثر کشورهاي جهان به درجات متفاوت تجليل به عمل مي آيد، اگرچه سال ها قبل درکشور افغانستان درنظام هاي مختلفه سياسي ازاين روز فرخنده تجليل به عمل آمده، اما اين تجليل ها همواره جنبه نمايشي وصبغه سمبوليکي داشته است.
عوامل اصلي آن دراين نکته نهفته است که: اکثريت دختران وزنان افغان درتحت تأثير عنعنات منسوخ شدۀ سنتي ورسوم منفي قرون وسطايي قرار داشته به بلوغ فکري، بصيرت عقلاني وعمق نظر سياسي نرسيده اند، چنانچه اکثراً زن هاي افغان از حقوق شرعي ومدني شان آگاهي ندارند.
امروز هم درزير لواي دموکراسي، رژيم سياسي رياستي وحکومت مردم سالاري از نام زن وحقوق زن افغان ازسوي اين نهادمدني وآن ارگان دولتي به پيمانه وسيع بهره برداري ابزاري مي شود.
اگرچه بعد از سقوط حاکميت طالبان،تدوير کنفرانس بن آلمان، تدوين قانون اساسي جديد افغانستان ومساعي جميله جامعۀ بين المللي، زنان افغان تايک اندازه از زيريوغ اسارت،ديد حقارت وگوشه عزلت جامعه مرد سالار وعقب مانده افغانستان رهايي يافته اند، مگر عليرغم آن نسبت موجوديت بوروکراسي دولتي، ضعف عمل دستگاه هاي امنيتي، عدلي، قضايي و تقنيني دولت موجوده بر سراقتدار، خشونت فزيکي، ظلم وتعدي، تجاوز جنسي، رجم خودسرانه، غرغره بيرحمانه وضرب درۀ غيرقانونمندانه، محافل ارتجاع داخلي عليه دختران وزنان افغان با فجيع ترين اشکال آن درگوشه وکنار مملکت به شدت ادامه دارد. از نعمت سواد ودانش محروم بوده و به امراض مختلفه رواني و افسرده گي مبتلا مي باشند.
از دو دهه به اين طرف هزار ها دختر افغان به پول ناچيز مثل امتعه فروخته مي شوند، به بد داده مي شوند و يا به اجبار درقيد نکاح سالخورده گان ومعمران درآورده مي شوند.
بسياري از زنان بيوه ودختران يتيم افغان از بيکاري، بي خانگي وفقر اقتصادي به سختي رنج مي برند و از گرسنه گي علف مي خورند ويا با چشمان اشکبار وقلوب داغدار و اندوهبار درکنار سرک هاوجاده هاي شهر ها دست به گدايي مي زنند.
بعضاً مجبوراً وناگزيراً به تن فروشي ومفاسد اخلاقي رو مي آورند و در فرجام دست به خودسوزي وخودکشي مي زنند.چنين است حـالت اجتماعي، وضعيت زنده گي زن افغان در عصرتسخير، کيهان.اگر عريان ترگفته شود دختران محروم و زنان مظلوم افغان با خشن ترين و ددمنش ترين شيوه ها( با تفنگ وتفنگچه کشته، با ريسمان وطناب غرغره، با تبرچه و تيشه مثله، با پنجه ها خفه، با سنگ رجم، مانند کنيز و برده فروخته، با سگ معاوضه ويا با مواد مخدر تبادله مي شوند، وتوسط اربابان قدرت دولتي مورد تجاوز جنسي قرار مي گيرند وبي عزت وبي عفت مي شوند،اما سود جويان بازار سياست بدون احساس خجالت با کاربرد رياکاري زنان افغان را گل هاي زيباي سر سبدخطاب مي نمايند.
يک عده محدودي از زنان فکور وفهيم افغان به اين واقعيت پي برده اند که هيأت حاکمه ارگان هاي ثلاثه دولتي، احزاب سياسي، تنظيم هاي سابقه جهادي، نهاد هاي مدني وجامعه جهاني هرکدام جهت نيل به اهداف ومقاصد سياسي، آرمان هاي گروهي وسمت گيري خود شان به روي اجنداهاي مطروحه وسناريوهاي مرتبه حرکت مي نمايند، متکي به اين اصل کدام علاقه مندي، مهرباني وسمپاتي خاص مبني بر بهبود حـالت زار وراه بيرون رفت از وضعيت فلاکت بار زنان افغان ندارند.
آنچه در رابطه به حقوق اساسي و آزادي هاي سياسي زن افغان درقانون اساسي افغانستان تسجيل شده است شکل سمبوليک دارد، زيرا مواد مندرجه درقانون اساسي درپيش چشمان همه گان به اين بهانه و آن خدعه نقض شده و زير پا مي شود.
عليرغم مصرف ده ها ميليارد دالري دونر ها و جامعۀ جهاني هيچ يک از نهاد هاي ذيربط ومسؤول دولتي به شمول وزارت امور زنان وکميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان ونهاد هاي اختصاصي داخلي وخارجي به جز از راه اندازي برنامه هاي تشريفاتي، سخنراني هاي در ظاهر عاطفي واحساساتي وبرآمدهاي نمايشي تلويزيوني آن هم به منظور بهره برداري هاي سياسي ومطبوعاتي، قلقله کردن، شعارهاي ميان تهي تکراري همه وهمه کدام مؤثريت ومثمريت جهت ارتقاي سطح رفاهيت اجتماعي، رفع بيکاري، فقر زدايي واعاده حقوق متلوفه سياسي وآزادي هاي اساسي دختران محروم و زنان مظلوم افغانستان انجام نداده اند، پنجـال هاي خونين جنايتکاران، غاصبان وظالمان محلي وحرفوي را از يخن ودامن دختران وزنان عفيف افغان کوتاه نه ساخته اند.
نمونه هاي زنده ومثـال هاي تازه آن، دره زدن چند دخترجوان درولايت غور وتجاوز جنسي بالاي يک دختر(17) ساله افغان ازطرف يک مسؤول حکومت افغانستان در ولايت لوگر مي باشد.
ظلم واستبدادي که در زمان حکومت متحجر طالبان عليه زنان ستم کش افغانستان صورت گرفته است از هيچ کسي مستور وپوشيده نيست، اما خشونت فزيکي، تعدي متمادي، بي عفتي وتجاوزات وحشيانه گروپي جنسي که در اين هشت سال گذشته ازطرف زورگويان، جباران، ستمگران وجانيان عليه زنان،دختران جوان وحتي دختران نابالغ افغان صورت پذيرفته نظير آن درهيچ يک ازنظام هاي گذشته افغانستان به مشاهده نرسيده است.
قضاوت مبلغان وبلندگويان قواي ثلاثه دولت افغانستان هرچه باشد حقيقت عيان اين است که: عمق بيرحمي، گسترده گي تعدي، اندازه تجاوز جنسي وپيمانه تشدد وخشونت فزيکي عليه کودکان، دختران وزنان عفيف به حدي دردناک و آنقدر شرمناک وبه اندازه اي تکان دهنده والمناک است که خامه از تحرير آن، کمره از گرفتن تصوير آن وزبان آدمي از تقرير آن بکلي عاجز مي ماند.
هستند ساده لوحان وکوتاه نظران که موقعيت پائين زن در اجتماع را معلول علت ساختار فزيولوژيکي وناشي از استضعاف قواي جسماني زن مي دانند، درحـالي که اين يک تفکر غلط وانديشه منحط مي باشد.زيرا موقعيت وموقف پائين زن دراجتماع محصول مناسبات وروابط اجتماعي، نتيجه خودخواهي، ثمرۀ برتري طلبي جنون آميز ومولودحاکميت بيرحمانه مرد سالاري درجامعه مي باشد. ناگفته نبايد گذاشت ، هستند زناني که در اهرم هاي کليدي، مقام هاي سياسي و درچوکي هاي پرمنفعت دولتي افغانستان لم داده اند، با نازوکرشمه سخن مي زنند وزير نام مدافعان وفعـالان حقوق زن افغان از نام زنان افغان به خاطر شهرت طلبي، بقاي حيات سياسي وحفظ مقام هاي عالي دولتي شان استفاده سياسي و بهره برداري ابزاري مي نمايند.
درحـالي که اصلاً در انديشه عرضه خدمت به ميليون ها زن بيوه شکم گرسنه و دختران يتيم پا برهنه افغان نيستند. بلکه درفکر گرفتن نمرۀ زمين تعميراتي در پدوله ومسافرت به کشورهاي خارجي مي باشند.
زنان عقيل و روشن ضميرافغان بايد ملتفت باشند: زنده گي مرفه وآبرومندانه درآن جامعه لذت بخش، مسرت آفرين وافتخار آميز است که قانون خداوندي، آزادي طبيعي، عدالت اجتماعي، مساوات قانوني وبرابري بالاي مرد وزن به صورت يک سان تطبيق شود.
بلي! کساني که ايمان شان منجمد ووجدان شان فاسد شده باشد ودرنهاد و قلوب شان روحيه زراندوزي، چپاولگري،برتري طلبي وکيش شخصيت پرستي حاکم وشعله ور باشد،هيچگاهي به حقوق انساني، کرامت بشري وبه شرافت، عزت وعفت دختران وزنان با شهامت وبا ديانت افغانستان ارج واحترام نمي گذارند.
دختران هردم شهيد وزنان قهرمان پرور افغانستان دو نکته حساس وحياتي وقابل تأمل جدي را به درستي درک و درمحراق توجه شان داشته باشند.يکي آن که حق وامتياز به مثابه دو اصل اساسي درتمام کشورهاي گيتي چه پيشرفته، مدني وچه عقب مانده منجمله افغانستان همواره وتنها از طريق مبارزات قاطعانه، مساعي پيگير وتلاش هاي خستگي ناپذير سياسي با تبارز ايثار وفداکاري به دست مي آيد و گرفته مي شود،نه ازطريق، ضجه، ندبه، گريه، نـاله و نه اطاعت کورکورانه.
دوم اين که زنان مظلوم ومحروم افغانستان ذايقۀ تلخ(خشونت سياسي، ستم طبقاتي، بيرحمي اقتصادي)را چشيده و رنج والم( بي سرپناهي، بيکاري، فقر و گرسنه گي) را لمس نموده اند، يقين وباور کامل داشته باشند که هيأت حاکمه قواي سه گانه دولت بر سر اقتدار افغانستان درچنين فضاي متشنج وظلماني سياسي، درچنين اوضاع بد امنيتي ودرچنين فساد عميق وگسترده اداري، اين ظرفيت، اين قابليت و اين توانايي را بکلي ندارند تا ميليون ها تن زن بيوه، دختر يتيم وگرسنه افغان را از بحران عظيم ورشد يابندۀ بيکاري، از چنگـال بيرحم فقر شديد اقتصادي واز پنجـال هاي خونين جنايتکاران حرفوي جباران محلي وظالمان منطقوي نجات بدهند،چرا که روحيه امتياز طلبانه احساس منفعت جويانه وانديشه خودخواهانه هيأت حاکمه قواي ثلاثه دولت حاکم افغانستان در راستاي ارضاو اقناع خواست هاي بلند بالاي خودشان، فاميل هاي شان وگروه هاي مربوط مانند آتش فشان چنان درفوران،طغيان وغليان است که فرصت رسيده گي به مشکلات عايده ومعضلات عديده زنان مظلوم ودختران محروم افغان را ندارند.
درحـالي که ازدواج هاي اجباري دختران زير سنين(11-12) سال، تجاوزات ددمنشانه کتلوي عليه دختران وزنان وبالاخره بلندرفتن گراف آمار خودسوزي وخودکشي دختران وزنان افغان بزرگترين بحران سياسي وعظيم ترين مصايب افتضاح آميز اجتماعي کشور افغانستان را تشکيل مي دهد. با کمـال تأسف که درحـال حاضر داعيه حقوق وآزادي هاي اساسي زنان افغان درلابلاي شعارهاي سياسي تشريفاتي ، لفاظي هاي کليشه اي و درچنبر مانورهاي محيلانه تاکتيکي مسؤولان ذيربط دولتي، مدافعان حقوق بشري،کهنه پرستان سنتي وحلقات بانفوذ ارتجاع داخلي مستور ومحصور مانده است.
درچنين شرايط دشوار بدون مبارزه فعـالانه وايثار گرانه محـال است که زنان افغان از گوشه عزلت، ديد حقارت، زنجير اسارت، جبر وقساوت وخشونت مستمر مردان ضعيف الوجدان رهايي يابند.
جاي بسيار خجالت است: به هراندازه که درجه خشونت فزيکي، تعدي وتجاوز جنسي عليه دختران وزنان با عفت افغان بيشتر شده مي رود، به همان پيمانه نداي وجدان مدافعان وفعـالان حقوق وآزادي زنان افغانستان خاموش شده مي رود. درحـالي که نيم از پيکره جامعه افغانستان را زنان تشکيل مي دهند.
نويسنده مقـاله درحـالي که به مقام والاي زن افغان ارج مي گذارد روز خجسته و مسعود هشت مارچ رابراي کليه دختران و زنان با شهامت افغان تبريک وتهنيت عرض مي کند.