موسس، صاحب امتياز و مدير مسوَل

مير حيدر مطهر

شماره تماس: 0700282673

 

 


 

صفحه اصلی

اخبار

سرمقاله

مطالب سیاسی

گزارش ویژه

فرهنگ کده

نامه های وارده

تماس با ما

درباره ما

 
 
::: بازديدکننده گان
 
 

تبصره يي بر اظهـــارات گـــورباچـــوف




دوکتور صلاح الدين سعيدي

اخیراً تبصره محترم سروریورش را در مورد اظهارات آقای میخاﺋیل گرباچف آخرین رهبر اتحاد شوروی سابق در رابطه به افغانستان در سایت وزین افغان جرمن مطالعه کردم. با تشکر از محترم سرور یورش، خواستم توجه خواننده گان محترم را به بخشي از نکات نظر و یا هم انکشاف بخشي از نظریات ارائه شده را بدون درنظر داشت سمپاتی و انتی پتی خویش به صورت ریالیستیک وواقع بینانه مطرح و خدمت شما تقدیم بدارم.

نظروهدف من ازین نوشته و درمجموع نوشته های من ادای رسالت ارائه نظریاتي اند که برای من مستدل تر جلوه نموده – مي باشند. هدف من ارائه نظر دیگر و یا هم انکشاف و بازکردن جوانب دیگر قضایايی است که به سرنوشت همۀ ما ارتباط دارد - مي باشد. ارین طریق تلاش دارم زمینه انتخاب را برای خواننده گان مهیا کرده باشیم.

مسلم این است که درسیاست دوست و دشمن دایمی وجود ندارد. منافع و مصالح است که کی با کې در کدام مقطع منافع و مصالح مشترک دارد. ای کاش معیار این توافق به اهداف مشترک انسانی باشد.

مسلم این است که جریانات و حوادث سه دهه اخیرافغانستان نیرو های علاقه مند روی و پشت پرده مؤثر درافغانستان اهداف و استراتيژي های متفاوت را پیگیری مي کردند و مي کنند.

در سطح داخلی مطمئناً اهداف و استراتيژي مبازرین و مجاهدین راستین با اهداف و برنامه های تاجران سیاسی به نام دین و وطن متفاوت بوده و است.

درسطح بین المللی مطمئناً اهداف و استراتيژي مردم و حکومات کشور های همسایه ما، هند، عربستان سعودی و کشور های عربی، حکومت امریکا، شوروی و جانشینان آن، حکومت انگلیس و پالیسی میکران حکومت اسراﺋیل و کشور های اسلامی در مجموع در رابطه به افغانستان با هم در موارد زیاد چه در زمان موجودیت عساکر اتحادشوروی وقت و چه بعد از آن در موارد معین با هم مطابق و در موارد زیاد پالیسی ها و استراتيژي های خویش را تعقیب مي نمودند و مي نمايند و دارای اهداف متفاوت نیز اند. به طور مثـال پالیسی میکران اصلی پاکستان به طور دوامدار در پهلوی پالیسی رسمی و ظاهری هماهنگ با کشور های غربی از خود پالیسی و استراتيژي متوازی با سیاست رسمی روی دست داشتند و دارند. درین پالیسی دوگانه حکومت و پالیسی میکران اصلی پاکستان موجودیت حکومت مستقل، قوی افغانستان نمی گنجد.

مسلماً پالیسی میکران اصلی پاکستان از نیرو های مسلح مخالف دولت امروزی افغانستان برای اهداف استراتيژيک خویش بدون درنظرداشت اين که خواست خود این نیرو های سیاسی مطرح در افغانستان است و یا خیر - استفاده مي برند.

مسلم و غیر قابل مشاجره است که نیرو های مخالف سیاسی مسلح افغان وعده اي از شخصیت های مطرح سیاسی کشور در موجودیت روابط دیرینه شان با مراجع استخباراتی پاکستان و کشور های دیگر منطقه مستقل به نفع و اولویت دادن منافع افغان ها عمل کرده نمي توانند. اما واپس مستقیماً به موضوع ما بعد از خروج عساکر شوروی از افغانستان وقت وفرصت به قدرت رسیدن مجاهدین به اهداف به خصوص خود یعنی در مقام اول قرار دادن اسلام و افغانستان مطالبات و آرمان هاي بود که در برنامه های دیگران نمی گنجید و نمی گنجد.

به قدرت رسیدن نیرو های اسلامی معین،گذشته از برحق بودن و یا عدم برحق بودن شان در افغانستان نقشه سیاسی منطقه را تغییر داده مي توانست. این حـالت قابل پیش بینی برای بخشي از منافع کشور های دیگر مطرح، خطرات بیشتر از خطر کمونیزیم ایجاد مي کرد.

لذا برای رفع حـالت و پیشگیری ازاین خطر باید تدبیر گرفته مي شد ویا اصلاً تدبیر گرفته نمی شد که این نیرو ها بر سر یکدیگر بزنند و خود تضعیف شوند.

بی تفاوتی کشور های جهان در رابطه به افغانستان در دهه ۹۰ قرن گذشته دال بر،برحق بودن این مدعای ماست. دایرکتران اصلی تصور مي کردند که بازی به این آتش را میدانند و این آتش را مهار کرده می توانند. در حـالي که حوادث یازده سپتامبر ۲۰۰۱ و پیشبينی های مبصرین سیاسی (وتبصره های سالهای۱۹۹۴ من که در مصاحبه های خویش داشتم) ثابت ساخت که اگر کشور های جهان و جامعۀ بین المللی افغانستان و مردم آنرا به موقع کمک مناسب نه کنند قیمت گزاف خواهند پرداخت. که متأسفانه مظاهر آن را در ۲۰۰۱ دیدیم و چنین شد و این تراژیدی انسانی هنوز هم ادامه دارد.

لذا اين که کشور های غربی و پالیسی میکران پاکستانی برای به دست آوردن اهداف خویش و سرنگونی نظام توتالیته کمونیستی ونظام سیاسی اقتصادی آن که مخالف رموز طبیعی انسان ها بود از هر گونه وسایل مشروع و نا مشروع استفاده بردند و حـالا از مهار کردن این وسایل عاجز اند - یک واقعیت انکار نا پذیر است.

به همین ارتباط نیرو های اسلامی موجود داخلی و خارجی که در مقاومت ضد شوروی سابق در منطقه وجود داشتند و دارند باید محل کارزار برای خویش جستجو مي کردند. اگردرافغانستان صلح تأمین مي شد ویا هم همین حـالا صلح تأمین شود در نتیجه آن باید برای نیرو های مذکور و خاصتاً نیرو های که از کشورهای عربی وارد منطقه شده اند باید محل کارزار جدید یافت. در غیرآن متوجه حکومات کشورهای متحابه مانند عربستان سعودی و مسأله شرق میانه خواهند شد. این حـالت مطلوب نیست. به فهم ما ادامه جنگ در افغانستان و اين که مردم ما باید این قربانی و فشار را به سر بکشند یک حـالت مطلوب برای دایرکتران اصلی این ماجرا است.

با ارائه ملاحظات و نکات بالا بخشي از نکته اي که میخاﺋیل گرباچف درین اظهارات خود به آن تأکید کرده صحه می گذارد.

اين که برای کسب اهداف مشروع می توان از وسایل نامشروع هم استفاده برد این بحثي است جداگانه.

من فکر مي کنم که منطق عدم مجازبودن و حتی حرام بودن استفاده از وسیله حرام برای کار حرام درین امر هم به شکل قیاسی و انالوگی صدق مي کند. مثلاً ما توجیه نیرو های سیاسی را که یکسره بمب گذاری و تفنگ را وسیله تثبیت موجودیت خود و تحقق اهداف سیاسی برحق و یا ناحق خویش می دانند و در واقعیت دست به تشدد می زنند که منجر به کشتن انسان های بیگناه می شوند به هیچ وجه قابل توجیه و قابل قبول نمی دانیم.

اين که آقای گرباچف از مسؤولیت اتحادشوروی وقت در وقوع جنایات در افغانستان طفره رفته - کاری است که وی کرده نمي تواند و کسی با وی قبول نه خواهد کرد و نمی کند. از چیزی که قابل دفاع نیست دفاع کردن حد اقل سبب تمسخر و خوردی خود شخص وی خواهد شد. تفکیک مسؤولیت جزايی، اخلاقی، وجدانی و سیاسی ما را به برخورد عادلانه و انسانی متوصل خواهد کرد.

اين که خروج سربازان شوروی و مشی مصالحه ملی منجر به تأمین صلح و قطع جنگ نه شد عوامل آن را در تحلیل بالا می دانم و وضع نا به هنجار موجود را تصادفی نمی دانم.

به اساس محاسبات معین نگهداشتن منطقه دریک حـالت تشنج قابل کنترول مطلوب است. بلی مصالحه که سبب به قدرت رسیدن مردم افغانستان و یا هم نیرو های موجود سیاسی آن وقت مي شد و خطر به منطقه و جهان و تغییر وضع به نفع نیرو های معیین اسلامی خطیر به کشور های معین جهان مي بود مطلوب نبوده ونیست.

متأسفانه رهبران افغانستان وکشورهاي اسلامی نتوانستند در موضع گیری های خویش عدم خطرناک بودن شان را به جهان ثابت سازند. برعکس نیرو های معین در جهان با هوشیاری کامل توانست بخشي از جامعه جهانی و امریکا در یک جنگ بس طولانی دچار ساخت که گزینه ها، پل ها و راه های عقبی کاملاً محدود و در موارد به صفر تقرب مي کند.

رهبران افغان درین بازی استادانه کار نکردند. منافع علیاي کشورو مردم خویش را از منافع جیبی، قومی و قبیلوی خویش بالاتر ندانستند. چشمان این رهبران را منافع جیبی و شخصی، حرص و به قدرت رسیدن کور و گوش هاي شان را کر کرد. این رهبران آه و ناله ميليون ها انسان مستضعف و بیگناه ستم دیده مارا نه شنیدن و با هر برنامه که حتی خلاف آرمان هاي مردم و وطن ما و عقیده اصیل اسلامی هم بود زد وبند و معامله خاینانه کردند. مردم و کشور ما را به این حـالت رسانیدند.

از دیگران گلايه نداریم. از خود گلايه و شکوه داریم (د اســلام پـه تـمه تـمه - دکــافرو کانـي وشـوې). بلی پلان صلح ملل متحد و برنامه صلح در کشور ما سپوتاژ شده ومي شود. افغان ها برای اهداف دیگران قربانی شدند و می شوند. در کشور ما زعامت قوی افغان وجود ندارد تا این ملت را از ورطه این حـالت دهشتناک نجات دهد. زعامت ها از بالا پرتاب نه خواهند شد و اگر هم شوند اتوریتۀ لازم حل مسایل را نه خواهند داشت. باید دست به دست هم داد متحدانه درین پروسه با اراده قوی و مصمم کار و تلاش همه جانبه خیر کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



 

 

    

All Right Reserve To Arman-e-Mili 2009 |Powered by Webmaster (APMC)